تبلیغات
کهکشان - مطالب دو نفره ها..
کهکشان
تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل....
شنبه 14 مهر 1397 :: نویسنده : سعیده
یک دقیقه با ما و هوای بارونی خونه دوست داشتنی و قشنگمون همراه باشین :)



+جایزه برای تشکر از شماهایی که تو این مدتی که من نبودم هرروز بودین اینجا. :)

کمی صبور باشین، لود میشه..




نوع مطلب : خونه ما :)، دو نفره ها..، خاطره، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سال نو مبارک :)
چه تصمیم هایی دارید برا سال جدید؟ چه هدف هایی؟ بهم بگین :)
امسال من خیلی خوب شروع شد و از خدا میخوام عالی تر ادامه پیدا کنه. تصمیم گرفتم امسالم متفاوت تر از هر سال باشه، حالا چه جوری؟ مشخص میشه. خلاصه که به قول آقای عشق، اول توکل به خدا، بعد دیگه..




+سفره هفت سین هول هولکی امسالم رو خیلی دوست دارم. چون کل دو هفته رو سفر بودیم نتونستم یه دل سیر ببینمش، به پیشنهاد همسری قرار شد فعلا پهن بمونه تا هی ببینیمش. :)





نوع مطلب : خونه ما :)، دو نفره ها..، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
جمعه 6 بهمن 1396 :: نویسنده : سعیده
داشتم متن دست نویست رو که برام فرستادی میخوندم، دلم خواست.. دلم اینجا نوشتن خواست. دلم وبلاگت رو خواست. چرا دیگه همه نوشته های قشنگت رو ثبت نمیکنی تو وبلاگت؟ میدونم :) میدونم و دوستش دارم.
یاد آخرین متن وبلاگت افتادم، یاد بدجنسیت. :دی دلم تنگ شد. فقط خدا میدونه من چقدر وبلاگت رو دوست داشتم و دارم. چقدر میخوندمش. چند بار شده بخوام برات کامنت بذارم و بنویسم و ته ش دستم سر بخوره رو اولین کلید ردیف دوم از سمت راست کیبوردم..
.
.
مثل همین الان، مثل تک تک نوشته هایی که نوشتم و پاکشون کردم.
حالم؟ خوبم. عالی! خوب نیستم زیاد. گیجم.. نمیدونم. واقعا نمیدونم.
قلبم داره تندتر میتپه. و خب حتما این نشونه خوبیه!
هر وقت به تک تک روزهایی که به انتظار ازشون یاد میکنی فکر میکنم همینجوری بازیش میگیره.
گفتم انتظار..  اصلا من چه میفهمم انتظار چیه.. من که نمیمیرم  از شدت منتظر بودن برای اونی که وجودش میشه مرهم همممممه خوب نبودن ها.. اره من چه میفهمم منتظر یعنی چی..
اللهم عجل لولیک الفرج..

چرا نمینویسم؟ چرا کمتر مینویسم؟ چرا..
این سوال ها درست نیستن چون من مینویسم، فقط اینجا ثبت نمیشن :)
مینویسم، دلم نوشتن میخواد، بیشتر مینویسم :)
ممنونم که هستین، که وقت میذارین، که میخونین، که نظر میدین.








نوع مطلب : جمعه های انتظار..، دو نفره ها..، دلنوشته ها، خاطره، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 3 دی 1396 :: نویسنده : سعیده
داشتیم مادر دخترى كوكى هارو تزیین میكردیم كه اومد آروم نشست كنارمون، اول خوب نگاه كرد، بعد كم كم لوازم تزیین رو دونه دونه برداشت نگاه كرد و گذاشتشون سر جاشون، بعد یواشكى كمى از خمیر فوندانتو كش رفت، زیر چشمى نگاش كردم گفت دستامو شستم آبجى، گفتم مطمئنى؟ گفت بشورم میذارى منم درست كنم؟ خنده م گرفت. بابا هم داشت نگاهمون میكرد، خلاصه رفت دست هاشو شست و اومد نشست و شروع كرد قالب زدن و ورز دادن فوندانته، هربار هم قالب میزد قسمت هاى اضافیشو میخورد!  انقد باهاش ور رفت كه كل حرارت دستش به خمیر منتقل شد و خمیر به قدرى نرم و شل و ول شد كه دیگه قابل استفاده نبود، غر زدم كه كلى كوكى دیگه مونده كه میخوایم تزیینشون كنیم، به بقیه خمیر دست نمیزنیا، گفت عه، سعیده بازم غر بزنى و زیاد حرف بزنى همه رو میخورما گفته باشم! بعدهم یه مشت مروارید خوراكى و ترافل رنگى ریخت تو دهنش و به كارش ادامه داد.
هیچى دیگه، نوش جونش، داداش كوچولوى شیطون و بدجنس من
.
داشتیم با اقاى همسر باقیمونده كوكى هارو با چاى عصرگاهى میخوردیم كه یادش افتادم :)







نوع مطلب : خونه ما :)، دو نفره ها..، عکس!، خاطره، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 1 آذر 1396 :: نویسنده : سعیده
خب، بعد این همه مدتی که دارم تو این وبلاگ مینویسم، دوست دارم بعضی لحظه ها اینجا ثبت شن.. حتی اگه خیلی وقت ازشون گذشته باشه و من فرصت نکرده باشم همون موقع ثبتشون کنم. و خب الان و با تاریخ اون روز ثبت شن!  مثل تصویر این عصر قشنگ پاییزی که خانوم خونه ثبتش کرده  + یه شعر دوست داشتنی از آقای خونه :)


چه مهمانى باشكوهى است
تمام پدیده هاى عالم، همه آدم ها
قطرات ریز باران
ابر و باد و پاییز و آفتاب
آمده اند
سرسره بازى نگاه ما را روى رنگین كمان ببینند
از چشم هاى تو، به چشم هاى من..
از چشم هاى من، به چشم هاى تو..






نوع مطلب : خونه ما :)، دو نفره ها..، دلنوشته ها، خاطره، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 26 آذر 1396 :: نویسنده : سعیده
اینم ازون عکس هاییه که سه پست قبل عرض کردم خدمتتون :دی
وقتی آقای خونه پاییزی باشه، کیک خانم خونه هم پاییزی میشه و کلنی یه تولد پاییزی حسابی تو راهه :)
تولدت مبارک محسنم.. خیلی :)





نوع مطلب : خونه ما :)، دو نفره ها..، عکس!، خاطره، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
جمعه 24 آذر 1396 :: نویسنده : سعیده
ایستاده بودم اون بالا و چشم تو چشم تك تك استاد ها، دانشجوها، دوستام، خونواده م و تو كه دلگرم كننده ترین نگاه رو بینشون برام داشتى، داشتم راجع به اثر پروانه اى و بعد chaos صحبت میكردم توضیح دادم  كه بال زدن یه پروانه تو مثلا آمریكا میتونه باعث به طوفان تو چین بشه و توضیح دادم تا برسم به قسمت اصلى كه یه باد ملایمى نمیدونم از كجا شروع كرد به وزیدن و آروم آروم كاسه كوزه مونو ریخت به هم، پرده با صدای بلند تكون خورد و سرو صدا ایجاد كرد. خنده م گرفته بود، با دست نگهش داشتم و ادامه دادم كه صداى برخوردش با دیوار بلندتر شد، استاد مشاورم با خنده گفت بله خانم مهندس، اینم یه نمونه از chaos ..
نشستیم رو به روى هم، دارم با توپى هاى روى بستنیم بازى میكنم و تو مثل همیشه تا ته بستنیتو خوردى و دارى راجع به رنگ متغیر چشم هام حرف میزنى.. زل میزنم به چشم هات و میگم، اصلا خدا از كجاى دنیا ما دوتارو كنار هم قرار داد؟ و همزمان فكر میكنیم به اولین برخورد.. فكر میكنم به اینكه اگه اون روز، اون لحظه.. اونجا نبودم، نبودى.. یا شاید اگه یه ثانیه دیرتر یا زودتر .. شاید الان كنار هم نبودیم، فكر میكنیم به chaos..
دارم یه برنامه مینویسم، یه پروژه رمزنگارى، یه قسمتش درست در نمیاد و حسابى ذهنمو مشغول كرده، میاى میشینى كنارم و یه لیوان شربت میدى دستم، میگى اگه دانشگاه تهران قبول نمیشدم، انتخاب بعدیم آى تى بود و میتونستم الان كمكت كنم. میگم آره ولى شاید اون موقع هیچ وقت همدیگه رو نمیدیدیم و الان اینجا نبودیم، میگى اره، شاید.. اثر پروانه اى.. chaos..
نشستیم روى سنگ كنار رودخونه اى كه قرار از كوه كناریش بریم بالا و دارم برات با نون سنگك خوشمزه اى كه گرفتى لقمه میگیرم، پیر مرده رو كه كمى اونورتر داره پاهاشو تو آب رود خونه میشوره نشونم میدى و میگى یه لقمه میگیرى بدم بهش؟ لقمه میگیریم تا ببری براش وسرگرم میشم با گردالی هایی که توی آب در اثر سنگ های خیییلی ریز درست میشه باز منو یاد اثر پروانه ای میندازن..
حالا نشستیم كنار هم و داریم آلبوم جدید خواننده مورد علاقه مونو گوش میدیم، دارم به اتفاقات عجیب زندگیمون تو دو سه ماه گذشته فكر میكنم، میدونم تو هم تو ذهنت، نه فقط حالا، كه از همون اولین روز شروع این اتفاق ها دنبال راه حلى. اینو از حرف هاى یهوییت كه از فكر هاى یهوییت سرچشمه میگیرن میشه فهمید. میگم حس میكنم اینا موقتیه و یه تغییر مثبت بزرگ خواهیم داشت. میگى آره اما اگه.. اگه.. كاش.. میگم بریز دور این اگه هارو هرچند دیوانه كننده ست فكر كردن بهشون كه اگه میشدن..، میگى من مقصرم .. میگم دنبال مقصر نیستیم.. میگى واقعا حسرت بعضى چیزا تا آخر عمر تو دل آدم میمونه.. میگم میمونه اما ما میرسیم بهش، تو میتونى.. شك ندارم..
میگى اگه فقط یك میلى درجه اونورتر میشد الان همه چى..
یه هوووف بلند میكشیم و همزمان میگیم chaos..
میخوام بگم، این آشوب، این اثر پروانه اى، این تقدیر ، جدا ازینكه چقدر خودمون توش دخیل بودیم، خوب و بد نداره، كار خودشو میكنه، نباید وقتى به نفع ما كاركرده دوسش داشته باشیم و وقتى به ضررمون بوده نقدش كنیم، خوشحالم كه از بین همه آدم هاى دنیا، دستام تو دست هاى مردیه كه، شكست ناپذیره و تلاشش واقعا ستودنیه، و مطمئنم كه بالاخره خدا پاداش همه تلاش هاشو یه جا میده. اگه الان حس میكنى كه وقتت تو این سال ها تلف شده، اشتباه میكنى عزیز دلم.. این سال ها، مسیر به سمت موفقیتمونو داشتیم طى میكردیم، تو همه این سال ها داشتیم تجربه كسب میكردیم تا برسیم به موفقیت، اگه نرسیدیم هنوز، اگه نزدیكش شدیمو یهو لیز خوردیم افتادیم پایینتر از جایى كه شروع كرده بودیم، برا اینه كه خدا خواسته تو بهینه هاى محلى گیر نیوفتیم، بهترشو گذاشته كنار برامون آقاى من، مطمئن باش :)
خسته نشو، با انگیزه باش مثل همیشه، تلاش كن، فكر كن، ایده بده، ادامه بده، نمیدونم چطور ولى باور كن فاصله اى با موفقیت نداریم، شك ندارم، شك نكن مهربونم..
 همراهتم، تا همیشه، هرچند شاید گاهی، فقط گااااهی موافقت نباشم، اما همیشه همراهتم :)
و البته که خدا اون ازون بالا مراقبمونه و خب، دیگه چی میخوایم؟ :)

+عکس بالکنمون برا اواخر تابستونه و صرفا جهت انرژی مثبت :) البته الان هم همینجوریه فقط گلدونا رفتن تو کیسه پلاستیکی.
+خدایا شکرت
+این روزها هم خاطره میشن، مثل همه روز های سختی که الان فقط خاطرات شیرینی هستن برامون.
+یکی از همین روزها میام و یمنویسم که دیدی رسیدیم؟ خدایا شکرت :)






نوع مطلب : دو نفره ها..، فیلسوفانه، دلنوشته ها، خاطره، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سه شنبه 7 آذر 1396 :: نویسنده : سعیده
تو بیایی همه ساعت، همه ثانیه ها
از همین روز، همین لحظه، همین دم، عیدند
آغاز امامتت مبارك آقاى مهربانى ها.. 







نوع مطلب : خونه ما :)، دو نفره ها..، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سه شنبه 9 آبان 1396 :: نویسنده : سعیده
[http://www.aparat.com/v/KxSEv]
از وقتى وبلاگ نویسى رو شروع كردم، این قطعه، آهنگ پس زمینه وبلاگم بود.. از بیش از ده سال پیش..
شاید اون وقت ها، هیچ وقت فك نمیكردم یه روزى خودم این قطعه رو بنوازم..
این قطعه یه تیكه ویولون هم داره، دلم میخواد ویولون یاد بگیرم و بتونم همنوازیش رو هم یه روزى ضبط كنم :) قشنگ مثل اسمش حس یه باغ سرى و زیبا رو میده بهم، انقدر که سردرد میگرنیم رو که داشت طولانی میشد خوب کرد!
خلاصه كه نواختن این قطعه با این آفتاب كم رمق پاییزى و همراه صداى یاكریم هاى شیطون توى بالكن حس خیلى خوبى داره.. خواستم این حس خوب رو باهاتون شریك شم :)




نوع مطلب : خونه ما :)، دو نفره ها..، دلنوشته ها، خاطره، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
‎محرم حال و هوایت چقدر با همیشه فرق ‎میكند ..
‎چقدر شبیه بقیه نیستی..
‎چقدر حواست از من و دنیا پرت میشود ‎و این تنها جایی ست كه حواس پرتی ات را دوست دارم..
‎پیراهنِ مشكیِ عزاداری ات را میپوشی، ‎ریش هایت کمی از همیشه بلند تر است ‎و موقع نوشیدنِ آب چشمانت اشك آلود است...
‎قفسه سینه ات از سینه زنی كبود میشود ‎و صدایت از هق هق هایِ وسطِ روضه میگیرد..
‎دلم میخواهد برایت بمیرم وقتی خسته از هیئت برمیگردی و از من میخواهی كنارت بنشینم ‎تا دوتایی زیارت عــاشورا بخوانیم..
‎این روز ها مثل همیشه از همه خواستنی تری ‎و من سیر نمیشوم از دیدنت..
‎ این روز ها بیشتر همیشه ضعف میكنم برایت ..
خدا اجرش بدهد شاعری را كه گفت:
‎تعریف من ازعشق همان بود كه گفتم
‎در بندِ كسی باش كه در بندِ "حسین" است...
+ التماس دعا..




نوع مطلب : خاطره، دو نفره ها..، عکس!، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


( کل صفحات : 8 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   
درباره وبلاگ


مدیر وبلاگ : سعیده
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :