تبلیغات
کهکشان - مطالب سرقت ادبی
کهکشان
تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل....
جمعه 22 اردیبهشت 1396 :: نویسنده : سعیده

انقدر نیومدی که فصل نرگس هم تموم شده..
عجب سالی در پیش  داریم.. پایانش جمعه، نیمه شعبانش هم جمعه، عاشوراش عصر جمعه، شب قدرش جمعه، آخرین روز رمضانش جمعه،  عید غدیرش جمعه..
الهی.. کاش جمعه موعود هم در این سال رقم بخوره.. کاش.. تا جای عنوان "اللهم عجل لولیک الفرج" بنویسم  "اللهم لک الحمد و لک الشکر لفرج ولیک.. "
آمین..

+خدایا؟..






نوع مطلب : جمعه های انتظار..، خونه ما :)، سرقت ادبی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
جمعه 20 اسفند 1395 :: نویسنده : سعیده

درختان پیر
سرك می كشند از دیوار
تا رصد كنند شاید
نرگس
گل كند
غروب جمعه..






نوع مطلب : جمعه های انتظار..، سرقت ادبی، عکس!، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
جمعه 24 دی 1395 :: نویسنده : سعیده
خودمانیم ها ولی من هم، عشقبازی جالبی دارم!
شنبه تا پنجشنبه خوش جمعه٬:وای من نیز غایبی دارم!*



*حسین رستمی، با جابجایی!

+داداشی شیطون من، تولدت مبااارک، انگار همین دیروز بود باذوق بغلت کرده بودم و دستای کوچولوتو گرفته بودم تو دستم و به هیشکی نمیدادمت. خدا حفظت کنه عزیزم. زودی میایم پیشت ان شاالله، از راه دور میبوسمت :)




نوع مطلب : سرقت ادبی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
جمعه 21 آبان 1395 :: نویسنده : سعیده
گفت : اگه یه ماشین زمان داشتی
باهاش میرفتی گذشته یا آینده؟

دستامو دور لیوان چای 
سفت حلقه کرده بودم، نگاش کردم، 
_گفتم : هیچکدوم
_گفت : د بگو دیگه؟ یکیشونه انتخاب کن!
گفتم : اگه ماشین زمان داشتم، 
نه میرفتم گذشته نه میرفتم آینده.

گفت : پس چیکار میکردی دیوونه؟

گفتم : زمان رو همینجا متوقف میکردم و
تا ابد به بهونه ی سرد شدن این فنجون چای
همینجا پیش تو میموندم

+بابک زمانی
+ امروز هم.. 




نوع مطلب : دو نفره ها..، سرقت ادبی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 6 خرداد 1395 :: نویسنده : سعیده
من شکست نمی خورم!
ایمان و دوست داشتن، رویین تنم کرده اند...

*با مخاطب های آشنا، دکتر علی شریعتی

+ پس پیش به سوی موفقیت های بیشتر و بیشتر :)
++ راستش وقتی بعد مدتی اومدم اینجا، تنها چیزی که انتظار نداشتم ببینم تبریک های تولد بود.. ممنونم از همه تون:)






نوع مطلب : دو نفره ها..، فیلسوفانه، سرقت ادبی، دلنوشته ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شنبه 8 اسفند 1394 :: نویسنده : سعیده
مثل افتادن سیب از درخت..
حضور تو لازم بود، برای کشف عشق...




نوع مطلب : سرقت ادبی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 2 اسفند 1394 :: نویسنده : سعیده

بِسمِ الله الرّحمنِ الرّحیمِ

قَدْ نَرَى تَقَلُّبَ وَجْهِکَ فِی السَّمَاء
همانا ما روگردانت به سویِ آسمان را می‌بینیم.
.
همین که می‌بینی، همین که حواست هست، همین آرامم می‌کند.


بقره 144





نوع مطلب : سرقت ادبی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
جمعه 2 بهمن 1394 :: نویسنده : سعیده
آدم توى غربت به همین چیزهاى کوچک خیره مى شود ,به همین چیزهاى کوچک دل خوش مى کند,به همین چیزها انس مى گیرد و بعد آرام آرام مى بیند با همین ها خاطره هایى ساخته که بتواند دوام بیاورد.بتواند بماند,تا نپوسد و داغان نشودو بعد مى بیند همین ها که براى دیگران کوچک و بى اهمیت بوده اند ,چقدر برایش بزرگ و قشنگ شده اند,چقدر برایش خواستنى هستند,چقدر دلش مى خواهد دوباره خاطره ها جان بگیرند.


از داستان اى خفته برخیز
محمد رضا زایرى




نوع مطلب : سرقت ادبی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
جمعه 6 آذر 1394 :: نویسنده : سعیده

یوسف زهرا در این کنعان کسی بیدار نیست

خوابمان برده ست...در اینجا کسی هشیار نیست

تو دعامان می کنی، ما بی محلی می کنیم

هیچ کس انگار مشتاق تو ای دلدار نیست

بی قراری از غم هجر تو کار عاشق است

من که عاشق نیستم، وقتی که حالم زار نیست

دست من در محضرت خالیست می دانم ولی

مطمئنم با کریمان کارها دشوار نیست

من که سر تا پا گناهم.... غیر گریه بر حسین

مرهمی بر زخم های این دل بیمار نیست

مثل اینکه باز از زوار او جا مانده ام

قسمتم کرب و بلا در اربعین انگار نیست..............



+ هوووووف

+التماس دعا..





نوع مطلب : سرقت ادبی، غرغرهای من، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

امین حضرت یکتا چرا نمی آیی

چراغ دیدۀ زهرا چرا نمی آیی

پیمبر است که با گریۀ هر سحر گوید

اَلا سُلالۀ طاها چرا نمی آیی

علی به ناله صدا می زند بیا مهدی

صفای خانۀ مولا چرا نمی آیی

حسن هنوز هم از کوچه ای تُرا خواند

غریب کوچۀ غمها چرا نمی آیی

حسین منتظرِ منتقم به گودال است

امید زینب کبری چرا نمی آیی

تو ریسمانِ اسارت ز دست عمه بگیر

امیر قافله  ،  جانا چرا نمی آیی

بخونِ دیدۀ عطشان کربلا برگرد

دوای غصۀ سقّا چرا نمی آیی

به استخوان شکسته ، به سینۀ خسته

که با لگد شده امضا چرا نمی آیی

قسم بخون بنا حق چکیده از نیزه

امید سیّد بطحا چرا نمی آیی

چه قرنها که به غربت گذشته در غربت

مقیم خیمۀ صحرا چرا نمی آیی

تویی که صاحب عزای عزیز زهرایی

سفیر ماتم عظما چرا نمی آیی

هنوز منتظرت مانده سیزده معصوم

هنوز منتظرت خونِ دیدۀ مظلوم







نوع مطلب : سرقت ادبی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


( کل صفحات : 3 )    1   2   3   
درباره وبلاگ


مدیر وبلاگ : سعیده
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :