تبلیغات
کهکشان - چرا واقعا؟
کهکشان
تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل....
سه شنبه 16 آبان 1396 :: نویسنده : سعیده
چرا ما یاد نمیگیریم تو زندگی دیگران دخالت نکنیم؟ چرا سعی داریم بقیه رو بریزیم تو قالب های مزخرف ذهنی که خودمون برا خودمون ساختیم و شعور تصور قالبی جز اون تو کل جهانی با هفت میلیارد نفر جمعیت نداریم؟ چرا درک نمیکنیم که اولویت های زندگی آدما با هم فرق داره. چرا نمیفهمیم که شاید مورد اول لیست هدف های ما تو زندگی، اصلا تو لیست هدف های فرد دیگه ای نباشه! خدای من.. چرا انقد محدوده فکر و ذهنمون که فکر میکنیم اگه کسی مسیر زندگی ایده آلی که تو تصورات ما هست رو طی نکنه حتما یه جای کارش میلنگه! چرا به فکر لنگیدن خودمون نیستیم آخه..
اصلا همه این ها به کنار. چرا به خودمون اجازه میدیم همه این کمبود ها و درک نکردن هامون رو جسورانه و بی فکر، جار بزنیم؟!



+ پرسیده بودن: اون دختر کوچولوی دوست داشتنی چند پست قبل تر، مشخصه که دختر من نیست، اما خیلی زیاد دوستش دارم. و البته چون سفر بودم دو هفته ست که ندیدمش و دلم براش لک زده. :)
+ عصبی نیستم، عصبانی هم.. خنده م میگیره بیشتر. در هر حال من با توکل به خدا مسیری که فکر میکنم درسته رو پیش میگیرم و اون رو فقط برای خودم توصیه میکنم! شما هم همین کارو بکنید!!!!
عکس هم صرفا جهت تمدد اعصاب! عصبی هم نیستم :دی





نوع مطلب : غرغرهای من، فیلسوفانه، عکس!، دلنوشته ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


درباره وبلاگ


مدیر وبلاگ : سعیده
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :