تبلیغات
کهکشان
کهکشان
تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل....
دوشنبه 1 خرداد 1396 :: نویسنده : سعیده
فردا روز اول كلاسم با معلم جدیدمه، خسته م، خیلى.. خسته ى خوب! امروز از سفر برگشتیم و دلم میخوااااد كلى بخوابم، كه خب مثل همیشه فقط دلم میخواد! باید تمرین كنم، روز اول مهمه، همیشه اولین ها مهمن.
وسیله هارو جابه جا میكنم و لباسارو میریزم توى لباسشویى
چایى دم میكنم و كمى پنیر و گردو میمالم رو دو سه تا تیكه کوچک فطیر كه مامان برامون گذاشته بود، كنجد و سیاه دونه كه عاشق طعمشم. چایى میریزم.
باید تمرین كنم، چشم هام رو میبندم و باز میكنم، كتابخونى تو ماشین خسته شون كرده، كتاب؟ چقدر دلم میخواد كتابه رو تمومش كنم، موهام هنوز خیسه، فك نمیكنم به اینكه دوباره برم خشكشون كنم؟ ذهنم میره سمت كلاس فردا، از چه مسیرى برم بهتره؟ باید تمرین كنم! كتابم رو میز چشمك میزنه، فكرم میره سمت شخصیت هاى كتابه.. رو میزه، یه نگاه بهش میندازم و وسوسه میشم تمومش كنم! و خب.. تمومش میكنم!
شب شده دیگه، باید تمرین كنم، فردا روز اوله، قبل رفتن یه چیزایى زدم اما كافى نیست قطعا.. دلم ضعف میره، از همسرى میپرسم سیب زمینى میخورى، میگه هرچى باشه میخورم، سیب زمینى هارو تیكه تیكه میكنم، كمى پنیر پیتزا، روغن زیتون و آویشن میزنم بهشون ، دور از چشم همسرى كمى هم پاپریكا و فلفل سیاه و پودر سیر! یه جورى باید طعم دار شه دیگه! اشکالی نداره که، تازه سرفه هام هم خوب شده دیگه دلیلی نداره نریزم. میذارمشون تو ماكروفر، 
میشینم پشت پیانو
آناماگدالناباخ! گفت تمرین پنجو بزن؟ یه جوریه، زیاد سخت نیست، آهنگین هم به نظر نمیاد! همسری میگه انقد خوب بزن که کیف کنه.. چرنى دوست داشتنى.. برگمولر شیطون! چشمام بسته میشه خود به خود!
فردا هم حتما میتونم كمى بیشتر تمرین كنم!
ساعت نزدیک سه صبحه و هنوز نخوابیدم؛ فکر میکنم به شخصیت های کتاب و سرفه میکنم .. خوب شده بودم که.. خب.. تند دوست دارم.. فردا به سختی بیدار خواهم شد؟ تمرین هم میخوام کنم قبل رفتن تازه!
چرا روز اولا انقدر مهم و تاثیرگذارن؟؟

بعدا نوشت: زود از خونه رفتم بیرون اما راننده انقد بد جایى نگه داشت كه كلاس نیم ساعته رو بیست دقیقه دیر رسیدم! نفس زنان پله هارو دویدم بالا و به روز اول فكر كردم!  معلمه با لبخند گفت: روز اول همه اینجورین، اشكال نداره و من حین نواختن آناماگدالناباخ به این فکر کردم که همه روز اول براشون انقدر مهمه که بیست دقیقه دیر میرسن؟ نویسنده کتابه دقیقا به چی فک میکرده موقع نوشتن از فرار مغز ها، باخ چی؟ چرا مثلا نت سی بمل شده ر نه!  چرا از مسیر قبلی نیومدم روز اولی؟ معلمه گفت تمپو رو بیار پایین و من برگشتم به کلاس! روز اول کلاس!




نوع مطلب : غرغرهای من، خاطره، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شنبه 30 اردیبهشت 1396 :: نویسنده : سعیده


خوشحالم كه اردیبهشتى ام :)
همیشه سعى كردیم و دوست داریم كه تو مناسبتا هر دو خونواده هامون كنارمون باشن، تولد، سالگرد عروسی و .. زندگى تو شهر هاى جدا، كمى این موضوع رو سخت كرده، اما خب خدا خواست و امسال قسمت شد
خلاصه كه چه خوبه روز تولدت خونواده خودت و همسرت كنار هم باشن، اینجورى چون همه میخوان خوشحالت كنن، چند بار تولد دارى و كللللى هم خوش میگذره
ممنونم ازتون
خدایا شكرت :)


+متشکرم بابت تبریکاتون، خوشحالم که هستین :)




نوع مطلب : دو نفره ها..، خاطره، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
جمعه 22 اردیبهشت 1396 :: نویسنده : سعیده

انقدر نیومدی که فصل نرگس هم تموم شده..
عجب سالی در پیش  داریم.. پایانش جمعه، نیمه شعبانش هم جمعه، عاشوراش عصر جمعه، شب قدرش جمعه، آخرین روز رمضانش جمعه،  عید غدیرش جمعه..
الهی.. کاش جمعه موعود هم در این سال رقم بخوره.. کاش.. تا جای عنوان "اللهم عجل لولیک الفرج" بنویسم  "اللهم لک الحمد و لک الشکر لفرج ولیک.. "
آمین..

+خدایا؟..






نوع مطلب : جمعه های انتظار..، خونه ما :)، سرقت ادبی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
طبیعت و کتاب.. چقدر دوست دارم من شهر آفتاب رو، کاش همیشگی بود.. :)










نوع مطلب : دو نفره ها..، خاطره، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 20 اردیبهشت 1396 :: نویسنده : سعیده

وقت بررسى صبحگاهى گلدونام، یهو چشمم خورد به این كاكتوس و گل قشنگش كه قبلا اصلا خبرى ازش نبود و كاملا غافلگیرم كرد و كلى ذوق كردم ،اصلا فكر نمیكردم این نوع كاكتوس گل بده، اردیبهشته دیگه، غیر این باشه باید تعجب كرد :}
درسته، هر چیزى كه با محبت هدیه میشه، قطعا با محبت و عشق رشد میكنه و شكوفا میشه. ممنونم ازت زن عموىِ پدرِ همسر








نوع مطلب : خونه ما :)، خاطره، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سه شنبه 12 اردیبهشت 1396 :: نویسنده : سعیده


داشتم فكر میكردم كه یكى از هدف هاى امسالم، میتونه كنار همه چیزهایى كه هستم و خواهم بود، تلاش براى معلم شدن باشه! مهم نیست معلم چى، آموزش دادن آموخته هام رو دوست دارم
تا جایى كه یادمه همه معلم هام رو دوست داشتم، چه اون هایى كه هنوز باهاشون ارتباط دارم و چه اونایى كه خبرى ازشون ندارم و امیدوارم هرجا هستن سلامت باشن، خلاصه روزتون مبارك همممه معلم ها و استاد هاى دنیا، مهربونا، بد اخلاقا، شوخ ها، جدیا، سخت گیرا، دوست داشتنى ها و و و و ..
روزت مبارك مامانى، روزت مبارك همسرم. با تمام وجودم بهتون افتخار میكنم عزیزاى دلم :)





نوع مطلب : خونه ما :)، دو نفره ها..، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سه شنبه 5 اردیبهشت 1396 :: نویسنده : سعیده
با این حرف هایی که وسط بحث و دعواهامون میزنی که من بیشترتر عاشقت میشم بدجنس.. :/





نوع مطلب : دو نفره ها..، خاطره، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
جمعه 1 اردیبهشت 1396 :: نویسنده : سعیده
long hugs..
loud laughs..
deep looks..
slight whispers..
night walks..
and..
late night talks..


یاد یکی از متنات افتادم که نوشته بودی یه روزی میریم پاریس و یه شب کلی نون خامه ای میخریم و گاز میزنیمشون و میخندیم و با خامه ش رو شیشه مغازه ها اسم منو مینویسی :)   ؛




نوع مطلب : دو نفره ها..، خاطره، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 27 فروردین 1396 :: نویسنده : سعیده
ساعت نه و نیمه و باز شروع شده.
دست خودم که نیست! آلرژیه
آدم که حساسیتش دست خودش نیست که، خودش نمیتونه به آلرژیش بگه آلرژی جان، لطفا برو، یا نیا! خب چه کنم؟ اذیت میشم. سردرد میگیرم، کلافه میشم، عصبی میشم. آلرژیه دیگه!
بله! به صدای خانم همسایه طبقه پایینی آلرژی پیدا کردم! از وقتی میان خونه همه ش داد جیغ دعوا دعوا دعوا.. امان از آخر هفته ها.. از صبح باید با صدای داد و هوار بیدار شیم تا..
داد  و بیداد میشه و بچه دو ساله شون شروع میکنه  به گریه و جیغ. گاهی به محسن میگم شیطونه میگه برم بیارمش بالا، گناه داره.. بعد میرم تو فکر، نکنه خدایی نکرده من هم.. ما هم وقتی خدا یه فرشته کوچولو بهمون داد مراعاتشو نکنیم؟ نکنه.. هوووف، با دستم افکار مزاحمو پس میزنم و خودمونو میسپارم دست خدا، اینجوری خیالمون راحت تره. صدای داد بلند تر شده و دارم به این فکر میکنم که یه روزی میرم به خانمه میگم لطفا آرومتر داد بزنید! آلرژیه، دست خودم نیست! قاطی میکنم میزنم کاسه کوزه تونو داغون میکنم :|
فقط خانمه ست.. تو این دو سه ماهی که اومدن تو این خونه فقط صدای خانمه بوده و بچه اما یه شب که انگار خانمه خونه نبود نوبت آقا شد، و خب داد و بیداد تا ساعت 12- 1 شب طول کشید و نمیدونستیم باید دل بسوزونیم یا..  سردرد امونمو بریده بود!  اهل شکایت نیستم اما خب تحمل هم حدی داره! یه بار به پدر همسری که درواقع میشه صاحب خونه همسایه طبقه پایینی گفتم بهشون تذکر بده. و خب داد، اما گویا فقط دو سه روز موثر بود! تازه همسایه طبقه پایینتری هم به مادر همسری شکایت کرده بوده! خب اونا هم انگار دارن آرژیک میشن :دی
تنها کاری که میتونیم کنیم اینه که برای آرامششون دعا کنیم، شما هم دعا کنید لطفا، اونا که نمیخوان اینجوری بشه، دعا کنیم براشون، حداقل به خاطر آرامش دختر کوچولوی نازشون.
البته همه اینا باعث میشه که آدم فقط تو بچه نخواستنش (حداقل به این زودی) مصر تر شه! همین!
دیگه صدایی نمیاد شکرخدا..

دلم برا همسایه قبلیا تنگ شده. یه آقا و خانم فوق العاده و دوست داشتنی که خب خونه دار شدن خدارو شکر و رفتن. همین اواخر خدا بهشون یه دختر داده بود که چند وقت پیش که برا سال نو اومده بودن خونه مون دیدیمش چه شیطون خانمی شده ماشاالله :) یه بار هم صداشونو نشنیدیم، البته جز اواخر که خب دخترشون خیلی زییییاددد گریه میکرد، دلم برا صدای گریه اون کوچولو هم تنگ شده.
دلتون آروم، شبتون خوش..
دعا یادتون نره.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 27 فروردین 1396 :: نویسنده : سعیده

همه حیوونات رو دوست دارم، پرنده هارو بیشتر، دیدن پروازشون تو آسمون آبى، آبتنى كردنشون تو دریاچه ها، راه رفتنشون رو زمین دور از هر میله و سقف و قفسى آدم رو به وجد میاره، اما..
به قصد بازدید از كاخ گلستان از خونه خارج شدیم اما دیر شده بود و یكى از مقصد هامون شد پارك شهر و سر از باغ پرندگانش در آوردیم..
باغ؟.. سقف و قفس و میله و حصار.. هر بار بعد از دیدن باغ وحش و باغ پرندگان و .. ذهنم درگیر میشه، جرم این بندگان خدا چیه كه از دل طبیعت كشیدنشون بیرون و آوردنشون كیلومتر ها اینور تر انداختنشون تو یه فضایى كه .. بعد ما میریم خوشحال و خندان از دیدن بال و پراشون ذوق میكنیم..
چه باید كرد؟ اصلا كارى میشه كرد؟ انسان؟










نوع مطلب : غرغرهای من، دو نفره ها..، خاطره، دلنوشته ها، فیلسوفانه، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


( کل صفحات : 42 )    ...   3   4   5   6   7   8   9   ...   
درباره وبلاگ


مدیر وبلاگ : سعیده
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :